نقش آموزش مهارتهای زندگی و عزتنفس در شکلدهی آینده نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ سال
امروزه نوجوانان در دنیایی زندگی میکنند که بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دسترسی دارند؛ اما دسترسی به اطلاعات لزوماً به معنای توانایی استفاده صحیح از آنها نیست. ما در عصر انفجار اطلاعات زندگی میکنیم؛ عصری که افراد بیش از هر زمان دیگری میدانند، اما لزوماً بهتر عمل نمیکنند. در چنین شرایطی، آموزش مهارتهای زندگی و عزتنفس اهمیتی دوچندان پیدا میکند. مهارتهای زندگی پلی میان دانش و عمل هستند و به نوجوانان کمک میکنند آموختههای خود را در تصمیمگیریها، روابط و چالشهای واقعی زندگی به کار بگیرند. یکی از مهمترین پیامدهای آموزش این مهارتها، افزایش توانایی نوجوان در انتخابهای درست است.
نوجوانی که مهارت تفکر نقاد و تصمیمگیری را آموخته است، کمتر تحت تأثیر فشار همسالان یا تبلیغات گمراهکننده قرار میگیرد. نوجوانی که مهارت نه گفتن و رفتار جرأتمندانه را میشناسد، بهتر میتواند از مرزهای شخصی خود محافظت کند و در برابر رفتارها یا پیشنهادهای ناسالم مقاومت نشان دهد. از سوی دیگر، روابط اجتماعی سالم نقش مهمی در سلامت روان و موفقیت افراد دارند. آموزش مهارتهای ارتباطی، همدلی و دوستیابی به نوجوانان کمک میکند روابطی مبتنی بر احترام، اعتماد و حمایت متقابل ایجاد کنند. چنین روابطی نه تنها احساس تعلق و امنیت را افزایش میدهند، بلکه نوجوان را از بسیاری از آسیبهای اجتماعی و هیجانی نیز دور نگه میدارند. در کنار مهارتهای زندگی، آموزش عزتنفس از جایگاه ویژهای برخوردار است. تجربه سالها آموزش تخصصی عزتنفس به نوجوانان نشان داده است که نوجوانانی که این مهارت را به صورت هدفمند فرا گرفتهاند، در مقایسه با همسالان خود از استحکام شخصیتی بیشتری برخوردارند، در مواجهه با مشکلات و ناکامیها ثابتقدمتر عمل میکنند، انگیزه و اشتیاق بیشتری برای دستیابی به اهداف خود دارند و از اعتماد به نفس بالاتری بهرهمند هستند. عزتنفس به معنای احساس ارزشمندی، احترام و پذیرش خویشتن است. نوجوانی که از عزتنفس سالم برخوردار است، خود را فردی ارزشمند میداند؛ حتی زمانی که با اشتباه، شکست یا انتقاد روبهرو میشود. چنین فردی میآموزد که ارزش انسان به کامل بودن یا بینقص بودن وابسته نیست، بلکه به تلاش، رشد، یادگیری و پذیرش خود بستگی دارد. عزتنفس را میتوان زیربنای بسیاری از رفتارها و انتخابهای سالم در زندگی دانست. نوجوانی که احساس ارزشمندی میکند، بیشتر از سلامت جسمی و روانی خود مراقبت میکند، روابط سالمتری برقرار میسازد، اهداف واقعبینانهتری برای آینده خود انتخاب میکند و کمتر در معرض رفتارهای پرخطر قرار میگیرد. همچنین عزتنفس سالم زمینهساز افزایش اعتماد به نفس، مسئولیتپذیری، تابآوری، خودباوری و امید به آینده است. در مقابل، ضعف عزتنفس میتواند فرد را در برابر اضطراب، ناامیدی، وابستگی به تأیید دیگران، ترس از شکست و تصمیمگیریهای نادرست آسیبپذیرتر سازد.
در سالهایی که به آموزش مهارتهای زندگی و عزتنفس پرداختهام، دریافتهام که یادگیری واقعی تنها با انتقال اطلاعات اتفاق نمیافتد. نوجوان زمانی رشد میکند که احساس کند دیده میشود، مفید است و حق انتخاب دارد. به همین دلیل، شیوه آموزش در اين دورهها بر سه اصل اساسی استوار است:
۱- ديده و شنيده شدن نوجوان:
یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره، فراهم کردن فضایی است که در آن هر نوجوان فرصت دیده و شنیده شدن را داشته باشد. کلاسها به صورت کاملاً تعاملی برگزار میشوند و شرکتکنندگان میتوانند آزادانه درباره موضوعات مطرحشده اظهار نظر کنند، پرسشهای خود را مطرح سازند و تجربیات و دیدگاههایشان را با سایر همکلاسیها به اشتراک بگذارند. در این فضا، نوجوانان میآموزند که نظراتشان ارزشمند است، میتوانند بدون ترس از قضاوت شدن صحبت کنند و در عین حال به دیدگاههای متفاوت دیگران نیز با احترام گوش دهند. این تجربه، علاوه بر تقویت مهارتهای ارتباطی، به افزایش اعتماد به نفس، خودباوری و احساس ارزشمندی آنان کمک میکند.
۲- ايجاد حس مفيد بودن در نوجوان:
از ديگر ویژگیهای ارزشمند این دوره، حضور نوجوانان آموزشدیده در نقش تسهیلگر است. این نوجوانان که پیش از این مهارتهای زندگی را فرا گرفته و دوره تربیت مدرس را پشت سر گذاشتهاند، در کنار دانشپذیران جدید قرار میگیرند و به آنها کمک میکنند تا با اطمینان بیشتری در فعالیتها و ارائهها شرکت کنند. آنها نه تنها تجربیات خود را با دوستان جدیدشان به اشتراک میگذارند، بلکه الگویی از رشد، مسئولیتپذیری و مشارکت نیز هستند. در این فرایند، تسهیلگران از کمک به دیگران احساس رضایت و ارزشمندی میکنند و نوجوانان تازهوارد نیز میآموزند که یادگیری زمانی عمیقتر میشود که در کنار یکدیگر رشد کنیم، دوستیهای جدید بسازیم و آموختههای خود را سخاوتمندانه با دیگران به اشتراک بگذاریم.
۳- عدم اجبار و تحمیل در فرایند آموزش:
در این دوره، هیچگونه اجباری برای ثبتنام، حضور در کلاس یا مشارکت در فعالیتهای آموزشی وجود ندارد. زيرا بر این باورم که نوجوانان بیش از هر چیز به حق انتخاب و احساس استقلال نیاز دارند و آموزش زمانی اثربخش خواهد بود که از روی علاقه و انتخاب شخصی صورت گیرد. به همین دلیل، نوجوانان با اختیار خود در دوره شرکت میکنند و پس از ورود به کلاس، در فضایی صمیمی، امن و مبتنی بر اعتماد متقابل، در کنار یکدیگر به یادگیری مهارتهای زندگی میپردازند.
به منظور تمرین، تعمیق و کاربردیسازی آموختهها، شرکتکنندگان در گروههای کوچک سازماندهی میشوند و برای ارائه مطالب و انجام فعالیتهای گروهی آماده میگردند. هدایت و حمایت این گروهها بر عهده تسهیلگرانی است که خود پیشتر این مهارتها را آموخته و دورههای لازم را گذراندهاند. این شیوه علاوه بر افزایش مشارکت و یادگیری، حس مسئولیتپذیری، همکاری و اعتماد به نفس را در نوجوانان تقویت میکند.
نوجوانانی که شناخت کافی از خود ندارند، ممکن است ارزشمندی خود را با تعداد دنبالکنندگان، لایکها یا مقایسه با دیگران بسنجند. اما نوجوانی که از خودآگاهی و عزتنفس برخوردار است، میداند که ارزش او فراتر از قضاوتها و مقایسههای ظاهری است و میتواند از فضای مجازی به صورت آگاهانه و هدفمند استفاده کند. آموزش مهارتهای زندگی و عزتنفس نوعی سرمایهگذاری برای آینده نوجوانان محسوب میشود. این آموزشها به آنان کمک میکنند خود را بهتر بشناسند، روابط سالمتری برقرار کنند، تصمیمهای عاقلانهتری بگیرند، با مشکلات زندگی سازگارانهتر برخورد کنند و مسیر موفقیت و خوشبختی را با آگاهی بیشتری طی نمایند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نوجوانان به مهارتهایی نیاز دارند که بتوانند در دنیای پیچیده و پرشتاب کنونی از آنها استفاده کنند. اگر بتوانیم به آنان کمک کنیم خود را بهتر بشناسند، ارزشمندی خود را باور کنند، روابط سالمتری بسازند و مسئولانهتر تصمیم بگیرند، در حقیقت آیندهای روشنتر برای آنان رقم زدهایم. زیرا آینده هر نوجوان نه در نمرهها و موفقیتهای کوتاهمدت، بلکه در مهارتها، انتخابها و عزتنفسی نهفته است که در سالهای نوجوانی در وجود او شکل میگیرد.

