مهارت دوستیابی
یکی از مهارتهایی که در کلاسها آموزش میدهیم، مهارت دوستیابی است. علاوهبر گفتگوهایی که راجعبه این مهارت در کلاس گفته میشود، ابیاتی هم از شاعران بیان میشود. برای مثال این بیت حافظ که میگوید: (بیاموزمت کیمیای سعادت / ز همصحبت بد جدایی جدایی)
یا سعدی که میگوید: (تو اول بگو با کیان زیستی / من آنگه بگویم که تو کیستی)
یا بازهم در دیباچه گلستان میگوید: (گلی خوشبوی در حمام روزی/ رسید از دست محبوبی به دستم/ بدو گفتم که مشکی یا عبیری/ که از بوی دلاویز تو مستم/ بگفتا من گلی ناچیز بودم/ ولیکن مدتی با گل نشستم/ کمال همنشین در من اثر کرد/ وگرنه من همان خاکم که هستم)
یا میگوید: همنشین تو از تو به باید / تا تو را عقل و دین بیافزاید)
و از ایندست شعرها….
یا وقتی در کلاس راجعبه استفاده از وقت و فرصتها و در لحظه بودن صحبت میکنیم، از ابیاتی مانند ابیات زیر استفاده میکنیم:
(هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار / کس را وقوف نیست که انجام کار چیست) حافظ
یا این شعر را از مولانا میخوانیم: عمر به امید فردا میرود/ غافلانه سوی غوغا میرود/ روزگار خویش را امروز دان/ بنگرش تا در چه سودا میرود)
یا سعدی در بوستان میگوید: (دریغا که بگذشت عمر عزیز/ بخواهد گذشت این دمی چند نیز/ کنون وقت تخم است اگر پروری/ گر امید داری که خرمن بری/ غنیمت شمار این گرامی نفس/ که بی مرغ قیمت ندارد قفس/ مکن عمر ضایع به افسوس و حیف/ که فرصت عزیز است و الوقت سیف)
عزتنفس و خود ارزشمندی
و یا وقتی درمورد ارزش وجودی انسان صحبت میکنیم و میخواهیم مفهوم عزتنفس و خود ارزشمندی را بیان کنیم، از این بیت مولانا بهره میبریم:
( تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی/ سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی)
از این دست مثالها زیاد است. گاها از حکایتها و داستان هم بهره میبریم. ادبیات فارسی ما سرشار از مفاهیم و آموزههای کاربردی برای ارتقاء سطح کیفی زندگی است. الحق که دمخور بودن با ادبیات فارسی باعث فرهیختگی افراد و اثر چند برابری آموزش مهارتها روی زندگی افراد میشود.




